صاحب جواهر در مبحث عدم ربا بین زن و شوهر مینویسد این که گفته میشود بین زوج و زوجه ربا نیست به خاطر این است که بین زوج و زوجه در امور مالی نوعی تسلّط هست؛ هم زوج بر مال زوجه تسلّط دارد و هم زوجه بر مال زوج تسلط این نکته عقلایی منشأ شده است که بین اینها ربا حلال باشد. بعد صاحب جواهر نکاتی را ضمیمه میکند که بهتر است به عنوان وجه انصراف ذکر شود. ظاهر کلام صاحب جواهر این است که ذاتاً انصراف دارد. نکات دیگری را نیز به عنوان دلیل مستقل ذکر میکند. بهتر است این ادله به عنوان دلیل واحد ذکر شود. ایشان میفرماید: على أن الدائمة هی التی ثبت لها التفویض فی مال الرجل فی الجملة، کأخذ المأدوم و نحوه، کما أنها هی التی یتسلط الزوج على مالها بحیث لا یجوز لها العتق إلا بإذنه، على ما فی بعض النصوص.
ایشان میخواهد بفرماید این که گفتهاند بین زوج و زوجه ربا نیست به خاطر این است که بین زوج و زوجه در امور مالی نوعی تسلّط هست؛ هم زوج بر مال زوجه تسلّط دارد و هم زوجه بر مال زوج تسلّط دارد. این نکته عقلایی منشأ شده است که بین اینها ربا حلال باشد. هما المتحدان فی المال عرفاً. (نجفی، ج۲۳/۳۸۱)